header
مجله آنلاین سلامت

دلیل بیش فعالی در کودکان

دلیل بیش فعالی در کودکان

The reason - hyperactivity - in - Children

دلیل شیطنت بیش از حد کودکان

بیش فعالی یکی از مشکلات اصلی کودکان است. این موضوع بسیار شایع بوده و در کودکان زیادی دیده می شود. متخصصان یکی از دلایل عدم تمرکز و اختلال در یادگیری کودکان را بیش فعالی می نامند. تا به امروز دلیل اصلی بیش فعالی مشخصص نشده است اما عواملی وجود دارد که بر روی این مسئله تاثیر گذار است مانند : حساسیت های غذایی ، فلزات سنگین و یا سیگار کشیدن پدر و مادر در دوران بارداری.

 

درمان کودک بیش فعال با تغییر رژیم غذایی او:

تحقیقات نشان داده اند که وقتی کودک از غذاهای خاصی پرهیز می کند، رفتار او بهبود می یابد. یافتن رژیمی که بتواند به کودک کمک نماید، به زمان، حوصله و تجربه نیازمند است. در اینجا، درجات مختلف تغییر رژیمی که فقط با حذف رنگ های مصنوعی خوراکی آغاز می شود را بررسی می کنیم.

برخی از کودکان نسبت به رنگ ها حساس می باشند. برای چندین هفته غذاهای حاوی رنگ های شیمیایی را حذف کرده و ببینید آیا پیشرفتی در رفتار کودک ایجاد شده است؟ شما می توانید برای کودک خود رژیم “فینگلد” را در نظر بگیرید که در آن، مواد زیر حذف شده است:

– رنگ های مصنوعی

– طعم دهنده های مصنوعی

– شیرین کننده های مصنوعی مثل”آسپارتام”

– نگهدارنده های مصنوعی BHA (butylated hydroxyanisole) و BHT (butylated hydroxytoluene) که عموماً در مکمل های ویتامینی، خمیر دندان ها و داروها استفاده می شوند.

در رژیم فوق غذاهای حاوی سالیسیلات نیز حذف شده اند، از قبیل: بادام، سیب، زردآلو، انواع توت، گیلاس، قهوه، خیار، انگور، کشمش، شلیل، پرتقال، هلو، فلفل تند، آلو، نارنگی، گوجه فرنگی و نیز آسپیرین (استیل سالیسیلات).

رفتار کودک را قبل و بعد از تغییر رژیم بررسی کنید و به او از درجه ی صفر (بدون مشکل) تا درجه ی سه (مشکلات جدی) امتیاز دهید. توجه داشته باشید که بعد از خوردن چه غذاهایی، مشکلات رفتاری کودک شما افزایش می یابد؟

غذاهایی که باید از رژیم غذایی کودک حذف شوند، تعیین و سپس آنها را از یخچال و قفسه ها بردارید. همچنین سعی کنید همیشه با خواندن برچسب های غذایی، از مواد تشکیل دهنده ی غذاهای دلخواه کودک آگاه شوید.

رژیم تغییر یافته را به مدت دو تا سه هفته برای کودک اجرا کنید. در صورت بهبود رفتار، هر چند روز یک بار، یکی از غذاهای حذف شده را به رژیم او اضافه کنید، این عمل را دو یا سه بار انجام دهید تا مطمئن شوید که کدام غذا مشکل ساز است.

اگر تغییرات رژیمی فوق موجب بهبود رفتار کودک نشد، رژیم او را محدودتر نمایید.

برخی تحقیقات نشان می دهد که مواد غذایی نظیر: گندم، تخم مرغ، شیر، شکلات، ذرت و لوبیای سویا سبب ایجاد رفتار نامطلوب در برخی از کودکان می شود.

می توانید به صورت هم زمان یک یا چند ماده غذایی را به مدت ۱ تا ۲ در هفته از رژیم او حذف نمایید(در حالی که رنگ های مصنوعی و سایر افزودنی ها حذف شده اند). اگر کودک به غذایی حساسیت نشان داد، آن را دوباره به رژیم او وارد کنید. در صورت تکرار واکنش نامطلوب، احتمالاً به آن حساسیت دارد. بهتر است رژیم حذفی با کمک یک آلرژیست تعیین شود.

اگر کودک به شیر یا سایر مواد غذایی ضروری حساسیت دارد، باید با یک رژیم شناس مشورت نمایید تا مواد غذایی دیگری را برای تامین مواد مغذی ضروری پیشنهاد کند.

در این رژیم، کودکان می توانند گوشت تازه، ماکیان، و انواع سبزی ها (به جز ذرت و سویا)، میوه ها و آب میوه ها (شامل آناناس، گلابی و …) به جز برخی مرکبات (مانند پرتقال و گریپ فروت)، برنج و جو دوسر را مصرف کنند.

در صورتی که ۲-۱ هفته پس از شروع رژیم، رفتار کودک بهبود یافت، چند روز یک بار، یکی از مواد غذایی را به رژیم او اضافه نمایید تا غذاهایی که کودک به آن ها حساسیت ندارد، مشخص شود.

اگر کودک برای مدت طولانی در رژیم با محدودیت شدید بماند، باید با یک متخصص تغذیه برای اطمینان از تامین تمام مواد مغذی ضروری مشاوره کنید. همچنین کودک باید روزانه مکمل ویتامین و مواد معدنی را دریافت کند.

در پایان، اگر این رژیم نیز بر روی کودک تاثیر مثبتی نداشته باشد، باید با پزشک متخصص اطفال در مورد سایر راه های درمان (مشاوره رفتاری و یا دارو درمانی) مشورت نمایید.

 

==>> ادامه مطلب دلیل بیش فعالی در کودکان . . .

 

برچسب ها :

پیشگیری از لجبازی در کودکان

پیشگیری از لجبازی در کودکان

Prevention - the - pertinacity - in - Children

چطوری از لجبازی کودکان پیشگیری کنیم

لجاجت مساله بسیار متداولی بوده و یکی از رایجترین مشکلات کودکان ارجاع شده به درمانگاههای روان شناسی را تشکیل می دهد.

 

اختلال نافرمانی،‌منفی بافی و مخالفت با دیگران بالاخص در برابر والدین و مربیان است. کودک پیوسته درخواستها و فرمانهای والدین را نادیده می گیرد و مایل است در مقام مجادله یا سرزنش برآید و بگونه ای عمل می کند که مخالف با در خواست دیگران می باشد. همچنین در کودکانی که با دیگران لجاجت می کنند علائم دیگری که بر مشکل لج کردن مشاهده می شوند، این علائم عبارتند از:

پایین بودن اعتماد به نفس،‌ تحمل کم برای ناکامی،‌ خلق افسرده و حمله های کج خلقی.

علل لجاجت در کودکان
· والدین بیشتر فرمان می دهند،‌ بیشتر می پرسند و بیشتر به کودکان اهانت می کنند،‌ فرمانهای والدین بیشتر منفی است و به صورت خشم  یا اهانت و توام با نق نق صادر می شود.

· معمولا والدین این کودکان با یکدیگر اختلاف نظرهای شدیدی دارند و دائما در حال مجادله با یکدیگرند و اغلب احساسات خود را نیز عملا بروز می دهند.

· خیلی مواقع لج بازی کودک توسط والدین تقویت می شود و این رفتار ناخوشایند در کودک شکل می گیرد.

·  معمولا ناکامی نیز می تواند علت لج بازی در کودک باشدو باید تلاش شود کودک کمتر ناکامی را تجربه کند.

· همچین در کودکانی که در رشد عاطفی شان تاخیر وجود دارد و یا مبتلا به ناتوانی های یادگیری اند لج بازی بیشتر گزارش می شود.

·  در سنین نوجوانی نیز ممکن است لج کردن به عنوان تظاهری از نیاز به گسستن از والدین و برقراری هویتی مستقل مشاهده شود.

· آخرین فاکتور را عامل حسادت اشاره کرد که لجاجت کودک بیشتر مواقع بخاطر حسادت کودک دیده می شود،‌پس والدین نباید به رشد حسادت کودک کمک نمایند.

 

درمان اولیه این اختلال عبارت است از:
·  روان درمانی کودک
·  مشاوره مستقیم والدین در مهارتهای اداره کردن اطفال.
·  درمانگران والدین را آموزش می دهند که چگونه رفتار لج بازانه کودک را تضعیف نموده  و رفتار متناسب را در وی تقویت نمایند. چون واکنش پدر و مادر در برابر لجاجت و عناد کودک نیز در رفتار لجوجانه تاثیر می گذارد.

·  نادیده گرفتن و عدم توجه اطرافیان به لج بازی کودک این رفتار را در وی کاهش می دهد.

· همچنین می توان لج بازی کودک را با حذف امتیاز و پاداش که بدنبال لج بازی دریافت کرده درمان کرد.

·  هرگز به کودکان به خاطر توقف لجبازی نباید رشوه داد.

· حذف پاداش بدنبال لج بازی کودک و محروم کردن کودک بخاطر لجبازی شیوه خوبی است اما هیچ وقت از تنبیه برای حذف لجبازی کودک نباید استفاده کرد.

· والدین باید نمونه خوبی باشند یعنی خودشان هیچ وقت لج بازی نکنند چون والدین آئینه فرزندان محسوب می شوند.

 

==>> ادامه مطلب پیشگیری از لجبازی در کودکان . . .

 

برچسب ها :

مسئولیت پذیری در بچه ها

مسئولیت پذیری در بچه ها

Responsibility - in - kids

چکار کنیم که بچه هایمان مسئولیت پذیر باشند

تربیت بچه هایی که مسئولیت را درک کرده باشند در این عصر کارآسانی نیست و سختیهای خاص خود را دارد. بچه های این  عصر بچه هایی هستند که در دوران پیشرفت تکنولوژی قرار دارند و تا حدودی از مسئولیت پذیری فاصله دارند ولی در این بخش برای شما ساده ترین روشهای ممکن را آموزش می دهیم تا فرزندهای کار امد و مسئولیت پذیری داشته باشید

آموزش مهارت حل-مسئله

کودکان وقتیکه بدنیا می آیند ذاتا توانایی حل مسئله را ندارند. بسیاری از بچه ها بدون اینکه فکر کنند و یا تلاش کنند, گمان می کنند فقط یک راه برای حل مسائل وجود دارد. به فرزندانتان بیاموزید که حل مسئله می تواند راهکارهای زیادی داشته باشد. بازی های رایانه ای را به کودکانتان بدهید که راه حل مسائل را به آنها یاد بدهد. به فرزندانتان پازل و یا بازی های ویدیویی بدهید که تشویقشان کند تا تفکر خلاقانه داشته باشند.

به فرزندتان یک وظیفه بدهید و از او بخواهید حداقل ۵ راه حل برای انجام دادنش ارائه بدهد. برای مثال, از او بخواهید بدون دست هایش شی را از روی صندلی بروی میز انتقال بدهد. ببینید چند راه حل خلاقانه برای انجام اینکار می تواند ارائه بدهد و در مورد این راه حل ها و راه حل های جدید تر با او بحث کنید.

اختصاص کارهای روزمره

کارهای روزمره را به فرزندانتان واگذار کنید تا حس مسوولیت پذیری را درک کنند. حتی می توانند فرزندانتان کارهای ساده ای مثل قرار دادن ظروف در سینک ظرفشویی را انجام بدهند. به کودکان بزرگتر باید کارهای روزمره و یا محدود به زمان خاصی داده بشود, و برای انجام دادن کارهایشان باید نیاز به یادآوری کمتری در نهایت داشته باشند.

فرزندتان را بخاطر کارهای روزمره ای که انجام نداده هرگز سرزنش و یا تنبیه نکنید. اگر فرزندانتان را تنبیه بکنید, آنها رغبت کمتری برای انجام دادن این امور در خودشان احساس می کنند. در عوض, اگر کارهای شان را سر وقت تکمیل کردند آنها را تشویق بکنید.

با جایزه به فرزندانتان انگیزه بدهید

برای کارهای خوبی که انجام می دهند به فرزندانتان هدیه بدهید. درست مثل بزرگسالان که برای انجام دادن امور شغلی شان چک پاداش و یا حقوق می گیرند, کودکان برای انجام دادن آن کارها حتما باید پاداش درخوری بگیرد.

به فرزندانتان اجازه بدهید خواسته هایشان را برآورده کنند و آنها را حمایت کنید. قوانینی وضع کنید که کودکتان چه مقدار از درآمدشان را می تواند خرج کند و چه مقدارش را باید پس انداز کند, با اینکار به فرزندانتان می آموزید که برای مدیریت پول هایشان مسولیت پذیر باشند.

برنامه زمانبندی شده برایشان ایجاد کنید

برنامه زمانی برای فرزندانتان ایجاد کنید تا بهره وری بیشتری داشته باشند. به فرزندانتان کمک کنید تا زمان کافی برای انجام تکالیف مدرسه شان, انجام کارهای روزمره شان و تکمیل وظایف محوله شان داشته باشند.

به فرزندانتان آموزش بدهید تا کارهایشان را قبل از بازی کردن انجام بدهند. وقتی این روند را درک کردند می توانند وقت خالی برای بازی بیرون و یا استفاده از وسایل الکترونیکی شان بعد از انجام کارهایشان داشته باشند, با این روش انگیزه بالاتری دارند تا سازنده تر بشوند.

محدودیت زمانی برای استفاده از وسایل الکتریکی وضع کنید

به فرزندانتان کمک کنید تا عادات سالمی را برای استفاده از وسایل الکترونیکی در خودشان ایجاد کنند. معمولا دو ساعت برای تماشای تلویزیون, بازی های ویدیویی و از این قبیل کارها کافی است.

فرزندتان را تشویق کنید تا فعالیت هایی را انجام بدهد که ربطی به وسایل الکترونیکی ندارد. سرگرمی های مثل باشگاه, کلوپ ورزشی و فعالیت مشابهی که فرزندتان را آنقدر سرگرم می کند که دیگر وقت تماشای تلویزیون را نخواهند داشت.

اگر لازم است برخورد هم بکنید

وقتیکه که فرزندتان مسوولیت پذیر نیست, تنبیهاتی برایش در نظر بگیرید. وقتیکه عواقب کارهای کودکانتان به آنها گوشزد می شود, اینکار کمک می کند تا از اشتباهات خودشان درس بگیرند.

برخی اوقات تنبیهات طبیعی باندازه کافی برای آموزش دادن چیزی به فرزندتان کافی است. اگر فرزندتان تکالیف مدرسه اش را انجام نداد, گرفتن نمره صفر می تواند نتیجه خوبی برایشان داشته باشد. بهر حال, گاهی اوقات, برخوردهای بیشتری لازم است که انجام بشود. مثلا سلب امتیازاتی که قبلا به فرزندتان دادید را می توانید در نظر بگیرید, مثل استفاده از وسایل الکتریکی, تا زمانیکه فرزندتان ثابت کند می تواند مسوولانه رفتار کند.

روشن است که باید کارهایی را برای بازگشت مجدد آن امتیاز انجام بدهند. برای مثال, به آنها بگویید که وسایل الکترونیکی شان را وقتیکه تکالیف ناقص مدرسه شان را تکمیل کردند می توانند مجددا دریافت کنند. با اینکار دوباره مسوولیت پذیر بودن را تمرین می کنند.

 

==>> ادامه مطلب مسئولیت پذیری در بچه ها . . .

 

برچسب ها :

ارتباط بر قرار کردن نوزادان در سنین مختلف

ارتباط بر قرار کردن نوزادان در سنین مختلف

Communicate - babies - in - all ages

در سنین مختلف نوزادان به چه طریقی میتوانند ارتباط برقرار کنند

در واقع، گاهی اوقات آنچه که یک کودک نیاز  داردرا می توان با توجه به نوع فریاد شناخت – به عنوان مثال، “من گرسنه هستم” فریاد ممکن است کوتاه و کم تن باشد، در حالی که صدا ممکن است اندکی متلاطم باشد از موارد دیگر است که کودک سعی میکند به شما بفهماند

اولین کلماتی که کودک بر زبان می آورد زیباترین و دلنشین ترین آوا در گوش والدین است اما هر کودکی تا زمان شروع صحبت کردن مسیر بلندی را طی می کند. در هر زمان مهارت های مختلفی را می آموزد تا در نهایت قدرت پیدا می کند کلمه ای را بیان کند. مهارت های ارتباطی نوزاد هر روز بعد از تولد اندکی پیشرفت می کند به طوری که می توان این مهارت ها را به طور کلی در ماه های مختلف اینگونه جمع بندی کرد:

 

در پایان سه ماهگی نوزادان معمولا:

– به دیگران لبخند می زنند.

– از شنیدن صداهای بلند جا می خورند.

– از گلو یا دهانشان صداهای مختلفی درمی آورند.

– زمانی که کسی با آنها صحبت می کند سکوت می کنند یا لبخند می زنند و می خندند.

– واکنش هایی نشان می دهند که معلوم می شود صدای شما را می شنوند.

– برای هر مشکلی به گونه ای خاص گریه می کنند و شما از نوع گریه آنها متوجه مشکلشان می شوید.

در پایان شش ماهگی معمولا:

– اگر با او بازی کنید یا حتی زمانی که خودش به تنهایی با خودش بازی می کند صداهای مختلفی تولید می کند.

– صداهایی که در این سنین از فرزندتان می شنوید بسیار متنوع هستند و گاهی می توانید این صداها را به بعضی کلمات تشبیه کنید.

– از نوع صدایی که تولید می کند می توانید متوجه خوشحال یا ناراحت بودن فزندتان شوید.

– چشم و صورتش را به طرف صداها برمی گرداند.

– زمانی که لحن صحبت خود را تغییر می دهید او نیز واکنش متفاوتی نشان می دهد.

– متوجه می شود که بعضی اسباب بازی ها و وسایل صدا دارند، به موسیقی و صدای رادیو و تلویزیون توجه می کند.

در پایان دوازده ماهگی:

– کودک سعی می کند بعضی کلمات را تقلید کند.

– کلمات محدودی را بیان می کنند، مانند: مامان، بابا، دد، پوف …

– بعضی از کارهایی که از او می خواهید را متوجه شده و انجام می دهد، کارهایی مانند: بیا اینجا، برو، …

– اسم برخی اشیا و قسمت های بدن را متوجه می شود، مانند دست، پا، کفش، غذا، …

– اگر به او «نه» بگویید متوجه شده و گاهی اوقات ناراحت می شود.

– به سمت صداها یا اسباب بازی های جالب حرکت می کند.

پایان هجده ماهگی:

– اگر نام فرد یا یک شیء را بگویید به آن نگاه کرده، به سمت آن می رود یا به آن اشاره می کند.

– نام افراد و اشیا یا قسمت های مختلف بدن را متوجه می شود و می تواند آنها را نشان دهد.

– اگر شیء یا فردی را به او نشان دهید به سوی آن می رود.

– هشت تا ۱۰ کلمه را می تواند بیان کند.

پایان بیست و چهار ماهگی:

– جملات ساده را بیان می کند، جملاتی مانند اینکه: «بازم شیر می خوام».

– سوالات دو تا سه کلمه ای می پرسد، مانند: «این مال منه؟»

– دستورات ساده ای که به او داده شود را متوجه می شود و دیگر نیازی نیست که از زبان بدن و ایما و اشاره برای روشن شدن موضوع استفاده کرد.

– حداقل پنجاه لغت را می داند.

چه زمانی به پزشک مراجعه کنیم؟

در این مطلب با توانایی هایی که فرزند شما در هر سنی به دست می آوردآشنا شدید، اگر فرزند شما در این سنین قرار دارد اما هنوز این مهارت ها را کسب نکرده باید با پزشک مشورت کنید. به یاد داشته باشید اگر به عنوان مثال در پایان سه ماهگی نوزاد باید شش مهارت را کسب کرده باشد و فرزند شما چهار مهارت را دارد نگران نشوید. توانایی های نوزادان و کودکان با یکدیگر متفاوت است و اندکی تاخیر در بروز مهارتی خاص نشانه هیچ مشکلی نیست.

به طور کلی تاخیر و ناتوانی در صحبت کردن به دلایل مختلفی رخ می دهد از جمله مشکلات شنوایی یا اختلالاتی در رشد. اگر پزشک تشخیص دهد که فرزند شما مشکلی دارد با توجه به نوع مشکل شما را به متخصصانی مانند شنوایی سنجی یا گفتار درمانی ارجاع می دهد.

اگر دوست دارید فرزندتان باهوش تر باشد و سریع تر بتواند صحبت کند از دوران جنینی و نوزادی با او صحبت کنید. مهم نیست که او خیلی کوچک است و یا به نظر شما متوجه نمی شود به او چه می گویید اما با او صحبت کنید. زمانی که مشغول کار هستید به او بگویید چه می کنید، زمانی که می خواهید از منزل بیرون بروید به او بگویید کجا می روید، برایش شعر و آواز و کتاب داستان بخوانید، صدای حیواناتی که در داستان هستند را برایش تقلید کنید.

زمانی که سعی می کند صدایی را تقلید کند یا با شما صحبت کند او را تشویق کنید، در دورا نوزادی و چند ماه اول زمانی که با نوزاد صحبت می کنید به حرکات دهان و لب های فرزنداتان توجه کنید که سعی می کند به گونه ای با شما ارتباط برقرار کند، او را به خاطر این تلاش تشویق کنید. زمانی که صدایی در می آوردآن صدا را برایش تکرار و تقلید کنید تا بیاموزد که او هم باید کلماتی را که می شنود را تکرار کند و صحبت کردن را بیاموزد. این کارها فرزن کوچک شما را تشویق می کند که سریع تر صحبت کرده و برای صحبت کردن بیشتر تلاش کند.

 

==>> ادامه مطلب ارتباط بر قرار کردن نوزادان در سنین مختلف . . .

 

برچسب ها :

آموزش صحیح دستشویی رفتن کودکان

آموزش صحیح دستشویی رفتن کودکان

Training - correctly - toilet - Children

راهنمای کامل آموزش دستشویی رفتن بچه ها

در این بخش به والدین یاد میدهیم که چگونه به بچه یاد بدهند که خودش به دستشویی برود

۱٫ به کودکتان فرصت دهید: برای آنکه کودک توالت‌رفتن را بیاموزد ابتدا باید مغز او تکامل یابد و سیستم عصبی مرکزی بتواند مثانه او را کنترل کند. وقتی هنوز مغز کامل نیست، کودک بدون اختیار ادرار می‌کند یعنی مثانه یا روده‌ها به محض پرشدن، خالی می‌شوند. تقریبا در تمام کودکان از ۲۸ ماهگی به بعد، مغز تکامل پیدا می‌کند و می‌توانند ادرارشان را کنترل کنند.

۲. از فصل تابستان استفاده کنید: فصل تابستان، بهترین زمان برای گرفتن کودک از پوشک است. کودک را تشویق کنید اگر ادرار یا مدفوع دارد، بگوید. چند ساعت در روز او را باز بگذارید.

۳. به او آموزش دهید: برای کودکتان یک صندلی توالت کوچک بخرید و به او یاد دهید که هر زمان احساس نیاز کرد، روی آن بنشیند. می‌توانید این صندلی را در حمام، دستشویی یا اتاق خود کودک قرار دهید.

۴.مثل بزرگ‌ترها با او رفتار کنید: اگر فرزندتان به تکامل مغزی رسیده اما هنوز توالت رفتن را نیاموخته، او را همراه با خواهر یا برادرزاده‌هایتان به مسافرت ببرید. بودن در کنار کودکان بزرگ‌تر و دیدن آنها باعث می‌شود کودک شما نیز از رفتارهای آنها تقلید کند. فقط مراقب باشید رقابت ایجاد نشود یا اگر فرزندتان اختیار خود را از دست داد، مسخره‌اش نکنید.

۵.اجازه ندهید بیش از ۱۰دقیقه روی صندلی بنشیند: اگر از کودکتان خواستید روی صندلی توالت بنشیند، اما ۱۰دقیقه گذشت و او کاری نکرد، مجبورش نکنید تا همچنان روی صندلی بماند. صندلی توالت او را جمع کنید و ساعتی بعد دوباره از او بخواهید این کار را انجام دهد.

۶.به او اطمینان دهید: برخی کودکان از مدفوع یا ادرارکردن می‌ترسند چون هنوز نمی‌دانند بدن آنها مواد مضر را دفع می‌کند و فکر می‌کنند قسمتی از بدنشان را از دست می‌دهند. ماجرا را برای آنها توضیح دهید تا ترسشان از بین برود.

۷.لباس‌های راحت تن او کنید: وقتی توالت رفتن را به کودک آموزش می‌دهید لباس‌های راحت تن او کنید تا بتواند بلافاصله آنها را دربیاورد. فاصله زمانی بین حس کودک برای توالت رفتن و انجام این کار گاهی بسیار کوتاه است. در تابستان فقط یک شورتک پای او کنید تا بلافاصله بتواند آن را دربیاورد.

۸.تشویقش کنید: برای آموختن پاکیزگی باید کودک را تشویق کرد. تشویق‌های زبانی مثل «تو بزرگ‌شده‌ای» «مایه افتخار هستی» در کنار تشویق‌های عملی! مثلا هر بار که کودکتان ادرار یا مدفوعش را کنترل کرد، به او امتیاز بدهید و بعد از هر ۱۰-۵ امتیاز برایش هدیه بخرید.

۹.پوشک‌های شورتی بخرید: در طول زمانی که قرار است پاکیزگی را به فرزندتان آموزش دهید، از پوشک‌های شورتی استفاده کنید تا هم مطمئن باشید همه‌جا را کثیف نمی‌کند هم بتواند در صورت تمایل فورا آن را درآورد.

۱۰.سرزنش نکنید: شاید کودک برای چند روز اختیار مدفوع و ادرارش را به دست بیاورد اما بعد از آن دوباره نتواند خود را کنترل کند. در این صورت او را سرزنش نکنید و فقط مرتب توالت‌رفتن را به او یادآور شوید.

۱۱.ترس‌هایش را از بین ببرید: اگر کودکتان از ریختن آب بعد از اجابت‌مزاج می‌ترسد، به او آموزش دهید آب برای شستن و پاک‌کردن است و وقتی روی توالت نشسته آسیبی به او نخواهد زد.

۱۲.عصرها او را کنترل کنید: کودکان در ۳ سالگی تقریبا کنترل ادرار و مدفوع را می‌آموزند اما باز هم کنترل این مساله طی شب کار آسانی نیست و بیشتر کودکان یا آنقدر هوشیار نیستند که خود را کنترل کنند یا توانایی برخاستن از خواب را ندارند. شب‌ها کودکتان را پوشک کنید و برای چند ماه عصرها که او را می‌خوابانید، مراقب کنترل ادرارش باشید. اگر لباس‌های او هنگام بیدارشدن خشک بودند، یعنی شب‌ها هم می?شود خیالتان راحت باشد.

 

==>> ادامه مطلب آموزش صحیح دستشویی رفتن کودکان . . .

 

برچسب ها :

یادگیری زبان خارجی در سن پایین

یادگیری زبان خارجی در سن پایین

Learning - foreign languages - at - early age

یادگیری زبان خارجی به کدام بچه ها کار درستی نیست؟

وقتی بچه متولد می شود بسیاری از والدین  میخواهند که کودک قبل از هرکاری زبان خارجی را یاد بگیرد. والدین اصلا سن کودک برایشان مهم نیست فکر میکنند هرچه زودتر زبان خ ارجی را یاد بگیرد بهتر است در صورتیکه یادگیری زبان دوم سن خاصی دارد اول از همه باید زبان فارسی را یاد بگیرد و خوب بتواند صحبت کند

در این میان هستند والدینی که هر کدام به صورت جداگانه با یک زبان خاص با کودک صحبت می‌کنند اما واقعا سن مناسب شروع یادگیری زبان دوم چه زمانی است و یادگیری زبان دوم چه کمکی به توانمندی کودک می‌کند؟ مزایا و معایب آموزش زبان دوم چه چیزهایی است؟

تسلط بر زبان اول شرط شروع زبان دوم

در آموزش زبان دوم به کودک نکته قابل توجه این است که باید زبان مادری یا زبان اول برای کودک به طور کامل جا بیفتد و به عبارت دیگر کودک تسلط کامل بر زبان مادری داشته باشد. کودکانی که هنوز برخی حروف را به جای هم استفاده می‌کنند، حرف خاصی را نمی‌توانند تلفظ کنند و برخی کلمات را جا‌به‌جا ادا می‌کنند برای آموزش زبان دوم آماده نیستند. در واقع زبان مادری یک توانایی برای یادگیری زبان دوم فراهم می‌کند بنابراین کودکی که در زبان اول مشکل داشته باشد نمی‌تواند در یادگیری زبان دوم موفق عمل کند. آموزش بی‌موقع زبان دوم باعث می‌شود هم آموزش زبان اول با تاخیر همراه باشد و هم آموزش زبان دوم طولانی‌تر شده و دیرآموزی اتفاق بیفتد.

تداخل زبانی در محیط دو  زبانه

شواهد فراوانی در دست است که نشان می‌دهد در یک مغز دوزبانه سیستم مربوط به هر دو زبان حتی هنگامی که تنها یک زبان به کار برده می‌شود، فعال هستند و به این ترتیب وضعی پدید می‌آید که یک سیستم سد راه سیستم دیگر می‌شود بنابراین به طور معمول در محیط‌های دوزبانه‌ای که یک زبان غالب نیست تداخل یادگیری اتفاق می‌افتد. مثلا اگر تلفظ برخی از کلمات در یک زبان برای کودک سخت باشد حتی ممکن است در دیکته‌نویسی دچار مشکل شود. معمولا در طیف کودکان دوزبانه اختلال خواندن و نوشتن بیشتر است. از آنجا که اختلال یادگیری با هوش کودکان هیچ ارتباطی ندارد در کودکانی که زبان مادری غالب نشده و آموزش زبان دوم و سوم زودهنگام شروع شده است اختلال یادگیری بیشتر دیده می‌شود. در این حالت دامنه لغات کودک محدود است زیرا از هر زبان تعدادی لغت در اختیار دارد و گستردگی لغات در یک زبان برایش کافی نیست.

بهترین سن شروع یادگیری زبان دوم

پیش‌بینی می‌شود کودک بین ۳ تا۵/۳ سالگی به زبان مادری تسلط پیدا کند و کلمات و حروف را راحت ادا کند بنابراین از این سن می‌توان کم‌کم زبان دوم را وارد کرد. اما اگر کودکی ۴ یا ۵ سال دارد و هنوز در بیان کلمات مشکل دارد برای یادگیری زبان دوم آماده نیست بنابراین نمی‌توان فقط سن را معیار قرار داد. تنها معیار قابل اعتنا توانایی کودک در گفت‌وگو به زبان مادری و زبان اولش است. از آنجا که مکان زبان اول در مغز با مکان زبان دوم در مغز متفاوت است و آموزش زبان اول منطقه خاصی را در مغز فعال می‌کند و آموزش زبان دوم در یک منطقه دیگر است، این بسیار مهم است که کودک به توانایی و رشد بیشتری هم از لحاظ عصبی‌شناختی و هم از نظر روانی و گفتاری رسیده باشد تا بتوان با اطمینان بیشتری به آموزش زبان پرداخت.

شاید ۵سالگی سن مناسبی باشد

در مورد زمان دقیق آغاز آموزش زبان دوم تقریبا توافق نظری وجود ندارد اما به طور کلی احتمالا شما والدین نیز با توجه به مطالب عنوان شده به این نتیجه رسیده‌اید که بهتر است کودکان برای یادگیری زبان دوم تحت فشار قرار نداشته باشند و تا قبل از اینکه در زبان اول، پیشرفت لازم را نکرده‌اند به یادگیری زبان دوم نپردازند اما اگر بتوان براساس فیزیولوژی بدن به این مسئله نگاه کرد در انتخاب زبان دوم ۵ سالگی سن بسیار خوبی است زیرا حنجره فرصت هماهنگی لازم را دارد و کودکان سریع‌تر لهجه زبان دوم را یاد می‌گیرند. والدین باید توجه داشته باشند شدت و میزان یادگیری زبان دوم مهم نیست بلکه شروع آن مهم است. بهتر است این شروع نرم و آهسته باشد همین باعث می‌شود انگیزش هیجانی برای یادگیری زبان دوم در کودک بیشتر شود.

تداخل زبانی چه مشکلا تی ایجاد می‌کند؟

تداخل زبانی و محدودیت در دامنه لغات مشکلاتی را ایجاد می‌کند. از آنجا که این کودکان مانند سایر کودکان نمی‌توانند منظورشان را به راحتی منتقل کنند. به همین دلیل ازگروه همسالان طرد می‌شوند می‌کنند. از سوی دیگر وقتی خود کودک متوجه می‌شود که در انتقال پیام مشکل دارد،‌ خود به خود کناره‌گیری می‌کند بنابراین این کودک خجالتی خواهد بود و عزت نفس و اعتماد به نفس پایین‌تری خواهد داشت. مشکل دیگری که این کودکان پیدا می‌کنند این است که بیان خویشتن‌شان ضعیف می‌شود و نمی‌توانند پیامی به محیط انتقال بدهند و این مشکل، پختگی رفتاری‌، مهارت‌های اجتماعی و هوش هیجانی و عاطفی آنها را ضعیف می‌کند.

یاد گرفتن زبان دوم چه مزیت‌هایی دارد

افرادی که زبان دوم را یاد می‌گیرند دیرتر دچار آلزایمر می‌شوند و در کارهای‌شان دقت زیادی دارند و توانایی بیشتری برای یادگیری زبان سوم دارند. با یادگیری زبان‌های دیگر درصد استفاده از مغز بالاتر می‌رود و توانمندی مغز افزایش می‌یابد. تربیت کودک دوزبانه مزایای بسیاری هم به همراه دارد. مطالعات نشان داده کودکانی که با بیش از یک زبان صحبت می‌کنند در حل مشکلات و خلاقیت فکری بهتر عمل می‌کنند. هوشیاری ذهنی مورد نیاز برای تغییر بین ۲ زبان به توسعه مهارت‌ها در انواع فعالیت‌های ذهنی منجر می‌شود. این کودکان استعداد توجه انتخابی هم دارند یعنی توانایی تشخیص و تمرکز روی اطلاعاتی که مهم هستند و این از نتایج فکر در مورد ۲ زبان است.

فارسی مهم‌ترین است

آموزش زبان باید توسط یک متخصص و بر اساس سیستم مناسب باشد. ساعات و جلسات آموزش زبان دوم و نحوه به کارگیری آن کاملا حساب شده است به همین دلیل والدین نا‌آشنا به این امر ممکن است نتوانند مربیان خوبی برای آموزش زبان به کودک‌شان باشند. اما آنها می‌توانند با تشویق کودک به یادگیری و حمایت از او، علاقه کودک را به فراگیری زبان و فرهنگ دیگر بیشتر کنند. تنها توصیه مهم به والدین این است که انتظارشان از فرزندشان به اندازه توانمندی او باشد و هر وقت احساس کردند فرزندشان به زبان اول مسلط است اقدام به آموزش زبان دوم کنند. والدین باید زبانی که کودک بیشتر با آن در ارتباط است و در واقع زبان مخاطب فرزند را مدنظر قرار داده و آن را به طورکامل تعلیم دهند. به طور مثال والدین فارسی زبان اگر جایی می‌روند که زبان اصلی‌شان آلمانی است باید سعی کنند در خانه‌کلمات آلمانی به کار ببرند.

 

==>> ادامه مطلب یادگیری زبان خارجی در سن پایین . . .

 

برچسب ها :

تفاوت رفتار دوقلوها با بچه های معمولی

تفاوت رفتار دوقلوها با بچه های معمولی

The difference - behavior - the twins - with - children - Normal

آیا رفتار دوقلوها مثل بچه های معمولی است؟

والدین باید تلاش کنند نیازهای دوقلوها را در هر زمان رفع کنند و در هر زمان به نوبت یکی از آنها را مدنظر قرار دهند؛ در مرحله نخست، رفع نیاز قل اول و مرحله دوم رفع نیاز قل دوم را در نظر بگیرند تا احساس تبعیض و حسادت و در نهایت ناکامی در دوقلوها ایجاد نشود.

یک روانشناس معتقد است: هر چند دوقلوها شباهت‌ها و یکسانی‌هایی با هم دارند ولی باید آنها را به عنوان دو انسان متفاوت با علایق، طرز تفکر، باورها و اعتقادات جدا در نظر بگیریم و نیازهای آنها را با تقدم و تاخر صحیح، رفع کنیم.

اردشیر یاراحمدی ، منطقه خوزستان، اظهار کرد: تربیت دوقلوها، شبیه به کودکان عادی است ولی به دلیل این‌که شبیه هم هستنند باید به تقدم و تاخر رفع نیازهای آن توجه شود. این تقدم و تاخر در رفع نیازهای دوقلوها، موجب شکل‌گیری شخصیت خاص در آنها می‌شود.

وی ادامه داد: تقدم و تاخر در رفع نیازهای کودکان دوقلو از سوی والدین موجب ایجاد حسادت نسبت به همدیگر در میان آن دو می‌شود؛ اگر مادر نیاز تشنگی یکی از دوقلوها را رفع کند، دیگری به مادر نگاه می‌کند و منتظر می‌ماند و اگر نیاز او دیر برآورده شود موجب حسادت او خواهد شد.

یاراحمدی خاطرنشان کرد: والدین باید نیازهای دوقلوها را همزمان رفع کنند و یا بلافاصله بعد از رفع نیاز اولی، نیازی دیگری را هم رفع کنند تا موجب تبعیض یا نگرش تبعیض‌آمیز در کودک دیگر نشود.

این روانشناس افزود: نکته‌ای که باید به آن توجه کنند این است که دوقلوها از نظر ظاهری شبیه هم و دارای ویژگی‌های یکسانی هستند و به دلیل مسایل ژنتیکی خلق و خوی متفاوتی نسبت به بچه‌های عادی دارند، به طور مثال اگر یکی از دوقلوها دختر و دیگری پسر باشد، نیازهای آنها کاملا متفاوت خواهد بود و والدین نمی‌توانند رفتار یکسانی با دوقلوهای خود داشته باشند.

 

 

یاراحمدی بیان کرد: مردم از دوقلوها انتظارهای یکسانی دارند و فکر می‌کنند اگر قلوی اول توانمندی ریاضی بالایی دارد پس قلوی دیگر نیز باید چنین توانمندی داشته باشد؛ این در حالی است که دوقلوها با وجود شباهت، دارای توانمندی و توانایی متفاوتی هستند و والدین باید انتظارات خود را از آنها معقول کنند و توقع یکسانی از آنها نداشته باشند.

وی توصیه کرد: والدین با توجه به نیازهای فردی دوقلوها، باید سعی کنند همسان با آنها رفتار کنند و انتظاراتشان از دوقلوها یکسان نباشد. دیده می‌شود که در خانواده‌ها برای دوقلوها لباس‌های یکسانی می‌گیرند که این طرز تفکر والدین درست نیست، بلکه والدین باید توجه کنند با هر کدام از دوقلوها با توجه به علایق و استعداد و طرز تفکرشان، چگونه رفتار شود.

 

==>> ادامه مطلب تفاوت رفتار دوقلوها با بچه های معمولی . . .

 

برچسب ها :

رسیدگی به تکالیف کودکان در منزل

رسیدگی به تکالیف کودکان در منزل

Handling - to - homework - children - at - home

در خانه به تکالیف درسی بچه چگونه کمک کنیم

تکالیف  کودک در سالهای ابتدایی به تدریج آغاز می شود که شامل پاراگراف نویسی و مقالات کوتاه است وبتدریج که به کلاسهای بالاتر می رود تکالیفش سخت تر می شود. بچه ها نباید از  اولین سالهای درس خواندن از این  تکالیف غافل شوند

وقتی والدین به تکلیف شب بچه ها علاقه و توجه فعالانه ای نشان دهند، بچه ها در مدرسه موفق تر خواهند بود. این به بچه ها نشان می دهد که آنچه انجام می دهند مهم است.

البته کمک به تکلیف شب نباید بدین معنا باشد که بچه چندین و چند ساعت روی میز خود خمیده بماند. والدین می توانند با کمک به مهارت های مطالعه و سازماندهی و توضیح یک مسئله سخت یا تشویق بچه به کمی استراحت، از او حمایت کنند. در این میان، شاید والدین هم چند چیز از کتاب های او یاد بگیرند!

در اینجا چند توصیه و راهنمایی برای هدایت بچه ها در انجام تکلیف شب آورده ایم:

۱٫ معلم ها را بشناسید و بدانید دنبال چه چیزی هستند. در جلسات مدرسه، جلسات اولیا و مربیان و … شرکت کنید و با معلمین بچه ملاقات کنید. در مورد روش های تدریس و روش های تکلیف شب دادن و نحوه کمک خودتان به بچه سوال کنید.

۲٫ مشوق و ناظر باشید. در مورد تکالیف، امتحانات و تست ها از او سوال کنید. او را تشویق کنید و تکالیف تمام شده او را چک کنید و اگر سوالی داشت به او جواب دهید.

۳٫ زمان درسی مشخصی را برنامه ریزی کنید. بعضی بچه ها عصرها و بعد از عصرانه و بازی بهتر درس می خوانند. بعضی بچه ها هم ترجیح می دهند اول شام بخورند و بعد تکالیفشان را انجام دهند.

۴٫ به آنها کمک کنید تا برنامه ریزی کنند. شب هایی که تکالیف سنگین است یا وقتی تکلیف داده شده دشوار است، فرزندتان را تشویق کنید که کارهایش را تقسیم بندی کند. اگر لازم شد برایش برنامه ریزی کنید و هر یک ساعت به او ۱۵ دقیقه استراحت بدهید.

۵٫ چیزهایی که حواسش را پرت می کنند به حداقل برسانید. این یعنی تلویزیون روشن نباشد، موسیقی با صدای بلند نباشد، یا تماس تلفنی نباشد. البته تماس با همکلاسی در مورد تکلیف شب اشکالی ندارد.

۶٫ باید بچه ها خودشان تکلیفشان را انجام دهند. اگر بچه ها خودشان فکر نکنند و اشتباه نکنند، چیزی یاد نمی گیرند. والدین می توانند پیشنهاداتی بدهند و در مسیرها به آنها کمک کنند. ولی این وظیفه خود بچه است که تکالیفش را انجام دهد.

۷٫ محیطی مناسب انجام تکلیف شب مهیا کنید. سعی کنید محلی که بچه تکلیفش را انجام می دهد نور کافی داشته باشد. وسایلی مانند دفتر، مداد،پاک کن و تراش را در دسترس او بگذارید.

۸٫ الگو و نمونه خوبی برای او درست کنید. آیا بچه ها شما را به عنوان فردی که در بودجه اش تعادل ایجاد کرده یا کتاب و … مطالعه می کند می بینند و می شناسند؟ بچه ها نه به توصیه ها و پندهای شما، بلکه به کارهای شما نگاه می کنند و تقلید می کنند.

۹٫ کار و تلاش او را تحسین کنید. امتحانی که خوب از پس آن برآمده یا پروژه هنری او را روی در یخچال بچسبانید. موفقیت ها و دستاوردهای درسی او را جلوی اقوام و آشنایان بگویید.

۱۰٫ اگر فرزندتان در مورد تکالیف خود مشکلات دائمی دارد، حتماً کمک بخواهید. با معلم بچه در مورد این موضوع حرف بزنید. بعضی بچه ها چشمشان ضعیف است و خوب تخته را نمی بینند و باید عینک بزنند. بعضی دیگر نیز بخاطر مشکل یادگیری یا اختلال حواس باید معاینه بشوند.

 

==>> ادامه مطلب رسیدگی به تکالیف کودکان در منزل . . .

 

برچسب ها :

چگونه کودک خود را تربیت کنیم تا در آینده مشکل ساز نشوند؟

چگونه کودک خود را تربیت کنیم تا در آینده مشکل ساز نشوند

How - your child - to - education, we - in - the future - problem - not (1)

بچه هارا چطوری تربیت کنیم که در آینده مشکل ساز نشود

تربیت کردن بچه هابرای بسیاری از والدین کار سختی است آنها نمیدانند چگونه کودک را تربیت کنند تا در آینده فرزند خوبی به بار بیاید و مشکلاتی را در آینده بوجود نیاورد. همه پدرومادرها می خواهند بچه خوب تربیت شود ولی چگونه؟

این آرزوی هر پدر و مادری است. اما گاهی همین والدین در این مسیر به طور ناخودآگاه و ندانسته دچار اشتباهاتی می شوند که می تواند برای آینده فرزندان آنها مشکل ساز باشد. بنابراین، ما در اینجا چند توصیه از کارشناس تربیت کودک را برایتان نقل کرده ایم تا شاید کمکی باشد برای تربیت فرزنداتی سالم تر. موارد زیر مسایلی هستند که شما باید از انجام آنها پرهیز کنید.

۱٫ از کودک نپرسید «چرا این کار را انجام دادی؟»

چرا همکلاس خود را گاز گرفتی؟ چرا خواهر خود را کتک زدی؟ چرا ماکارونی ها را روی سر خود ریخته ای؟ چرا وقتی از تو سوال می پرسم نمی توانی به من یک پاسخ درست بدهی تا قانع بشوم؟ زیرا برای کودک آسان تر است که مسوولیت کارهای اشتباه خود را به عهده بگیرد تا اینکه به سوالات والدین پاسخ دهد.

۲٫ به هیچ وجه تصور نکنید تکرار جملات دستوری باعث می شود تا کودک درخواست شما را اجرا کند.

این جمله کاملا واضح است. تکرار فرمایشات باعث انجام آنها نمی شود. خودتان را خسته نکنید.

۳٫ موقعیت بزرگسالان را بیش از حد توضیح ندهید.

«ببخشید عزیزم مامان امروز حال خوبی ندارد و نمی داند چطور باید از پس هزینه های وسایل موردنیاز تو بربیاید.»، «وای عزیزم این صدای غر زدن های بابا است که از آن اتاق می آید»، «من امروز خیلی کار دارم و نمی دانم چطور باید با مسوولیت های تو کنار بیایم؟» و …

۴٫ هرگز نگویید: «اجازه بده موهایت را بشویم!»

این جمله برای کودکان مثل این است که به او بگویید: «اجازه بده این سوزن بزرگ را در چشمانت فرو کنم». بسیاری از کودکان از آب بازی خوششان می آید اما تقریبا همه‌شان از اینکه سر آنها را بشویید عصبی و بدخلق می شوند. اما باید بدانید وقتی این موضوع آزاردهنده را به آنها پیشنهاد می کنید مثل این است که به او اخطار می دهید که می خواهید آزارش دهید.
۵٫    به دختربچه های کوچک دامن کوتاه نپوشانید.

۶٫ به پسربچه ها اجازه ندهید ایستاده دستشویی کنند.

برخی از کودکان در ابتدای آموزش دستشویی رفتن نمی خواهند نشسته دستشویی کنند اما باید با ترفندهای مادرانه خود و کمی چاشنی خنده و بازی او را طوری قانع کنید که یاد بگیرزید باید نشسته این کار خود را انجام دهد.

۷٫ هرگز احساس نکنید «چرا»های کودک در نتیجه هوش زیاد اوست.

کودکان بزرگ که حرف زدن را آموخته اند برای رسیدن به مقاصد خود ترفندهای جالبی بلد هستند. به طور مثال، همین زیاد سوال کردن در مورد همه چیز را شاید بتوان یکی از کلک های اعصاب خوردکن فرزندان دانست. او به طور دایم و یکسره می پرسد: چرا ماشین راه می رود؟ چرا چرخ دارد؟ چرا فرمان می چرخد؟ و … و این باعث عصبی شدن والدین می شود و او کاملا زیرکانه و با عقل کودکانه خود می تواند به اسباب بازی یا خوراکی مورد نظرش برسد. چون مادر کلافه می شود و برای ساکت کردن صدای او  و پایان بخشیدن به پرسش های بی سر و ته برای او بستنی یا اسباب بازی می خرد.

How - your child - to - education, we - in - the future - problem - not (2)

۸٫ کارهایی که کودک باید انجام دهد را از او خواهش نکنید. یا در این رابطه از آنها سوال نپرسید.

به طور مثال، آیا دوست داری این ژاکت را بپوشی؟ آیا چیزی می خوری؟ آیا می خواهید مادربزرگ را بغل کنی؟ آیا می خواهی سرت را بشوییم؟ و … کارهایی که باید انجام شوند را انجام دهید. لازم نیست از فرزند خود در این رابطه ها سوال بپرسید زیرا بدون شک او با این مساله مخالفت خواهد کرد. بنابراین، با این سوالات او را لوس نکنید.

۹٫ هرگز کارهای بهداشتی و آرایشی خود را برای فرزندتان توضیح ندهید.

اگر دوست دارید مسایل شخصی و خصوصی شما در مقابل در و همسایه و فامیل بیان شوند، مثلا بندانداختن صورت خود را برای کودک توضیح دهید. آن وقت است که کودک هر جا مورد مشابه ببینید حتما در مورد کاری که شما انجام داده اید، حرف خواهد زد و خودتان می دانید که مطرح شدن برخی موارد به هیچ عنوان درست و اخلاقی نیست. برخی از کارها را باید دور از چشم کودک انجام دهید.

۱۰٫ برای جایزه بستنی نخرید

بستنی قند بالای دارد و اگر مدام و به هر بهانه برای کودک خود بستنی خریداری کنید، در واقع سلامت آینده او را به خطر انداخته اید.

 

==>> ادامه مطلب چگونه کودک خود را تربیت کنیم تا در آینده مشکل ساز نشوند؟ . . .

 

برچسب ها :

مشکلات بچه های طلاق

مشکلات بچه های طلاق

Problems - children - divorce (1)

آنچه که باید درباره بچه های طلاق بدانیم

والدین اغلب می خواهند از این دوران بحرانی بگذرند و رسیدگی به کودک خود را به بعد موکول می کنند، غافل از اینکه در همان زمان، کودک در حال تاثیر گرفتن از شرایط به وجود آمده است. این تاثیر، برخلاف تصور بسیاری، از همان ماه های اولیه آغاز می شود، زمانی که شاید خیلی ها تصور کنند کودک چیزی متوجه نمی شود.

 

معمولا کودکان، فراموش شده های طلاق هستند. اگرچه عنوان بچه های طلاق، عنوانی است که همه بارها و بارها شنیده اند، در بحران های طلاق، بچه ها معمولا فقط و فقط در گروکشی ها و انتقال پیام ها به یاد آورده می شوند و نیازهای شان به دست فراموشی سپرده می شود.

تولد تا دوسالگی: وقتی فکر می کنید برای فهمیدن زیادی کوچک است

فرزندان از همان ماه های اولیه، نسبت به رفتارها و واکنش های والدین خود حساس هستند. آنها قبل از هر کس، چهره مادر خود را تشخیص می دهند ور در حال تاثیر گرفتن از والدین خود، رفتارها، گفتار و ابراز احساسات آنها هستند. والدین فکر می کنند نوزاد چیزی متوجه نمی شود اما برعکس، او احساسات مختلف مانند خشم، ناراحتی، شادی و ابراز محبت را می فهمد اما نمی تواند درک کند مخاطب این احساسات خود اوست یا شخص یا موضوع دیگری، برای همین، همه را به خود می گیرد و زود، از احساسات منفی والدینش دچار ترس و اضطراب می شود.

در واقع یک نوزاد، وقتی در شرایط پرآشوب طلاق قرار بگیرد، احساسات منفی والدینش را به خودش نسبت می دهد، فکر می کند آنها از او عصبانی و ناراحت هستند و او را دوست ندارند یا او را نمی خواهند. این امر می تواند در او احساسات منفی به وجود بیاورد که از جمله می توان به ترس اشاره کرد. او از دست دادن محبت را درک می کند. نوزدانی که محبت دریافت نمی کنند، می توانند به نوعی افسردگی دچار شوند که خود را با پرهیز از خوردن شیر نشان می دهد.

* در حضور نوزاد خود، آرام و مهربان باشید، حتی اگر بسیار ناراحت و عصبانی هستید. اگر نمی توانید، از او فاصله بگیرید تا به او احساس بد ندهید.

* حوساتان به مشکلات خوردن و خوابیدن او باشد چون در این سن، ناراحتی اش را اینطور نشان می دهد.

* هر دو، هم مادر و هم پدر، او را در آغوش بگیرید، او را نوازش کنید و با او صحبت کنید. اگر یک لالایی مخصوص برای او بخوانید، ارتباط بهتری با او برقرار خواهید کرد.

بگذارید احساس امنیت کند

نوزادی زمانی است که احساس امنیت بنیادی در ارتباط با محیط و دنیای پیرامون در فرد شکل می گیرد. وقتی محیط به نیازهای نوزاد رسیدگی کند، کسی باشد که پاسخگوی خواسته ها و نیازهای او باشد و به علاوه نوعی نظم در برخورد با او وجود داشته باشد تا کم کم به دنیایی که در آن پا گذاشته عادت کند، این احساس شکل می گیرد.

* برنامه نوزاد را بر هم نزنید. اگر پیش مادر یا پدر می رود یا فرد دیگری در زمان هایی از او نگهداری می کند، دقت کنید ساعت خواب و تغذیه و استراحت او در همه جا یکی باشد.

* بر سر مسائل مهم مانند سلامتی، وسائلی که باید برایش تهیه شود، تغذیه سالم و … فقط سود او را در نظر بگیرید و با هم هماهنگ باشید.

* فراموش نکنید او نمی تواند از خودش مراقبت یا دفاع کند، وقتی مشغول مشاجره یا در حالت قهر هستید او را در معرض سروصدای زیاد، گرما و کلافگی و … قرار ندهید.

دو تا سه سالگی: وقتی اولین قدم های استقلال را برمی دارد

Problems - children - divorce (2)

کودک در دوره ای بسیار کوتاه، توانمندی های زیادی را با سرعتی شگفت انگیز به دست می آورد: حرف زدن، راه رفتن، برقراری ارتباط با دیگران و … این توانمندی ها به او کمک می کند به طور مستقل، البته در حد خود، در دنیای محیطی خود کنجکاوی کند. اینکه کودک در این سن چقدردست به کشف دنیای محیطی خود بزند، بستگی به اعتمادی دارد که به محیط و اطرافیان نزدیک خود دارد.

آنها نیاز دارند در هر قدم، کسی که به او اعتماد دارند، همراهشان باشد، تا بتوانند به سمت استقلال همراه با اعتماد به نفس و اعتماد به محیط و والدین، پیش بروند.

کودکی که در هر قدم، سرزنش شود، تحقیر شود، یا تنها رها شود، کودکی که در محیط آسیب ببیند و والدی نباشد که از این آسیب پیشگیری کند یا در صورت روی دادن، از او حمایت و دلجویی کند، دچار ترس از کنکاش محیط و روبرو شدن با تازه ها خواهد بود. در آینده هم، او با موقعیت های جدید، به صورت باز و پذیرا برخورد نخواهد کرد یا برای تغییر، دلهره زیادی خواهد داشت.

* در یک خانواده بدون مشکل هم، کنجکاوی ها، شیطنت ها و خواسته های یک نوپا می تواند طاقت فرسا باشد، چه برسد به شرایط بعد از طلاق. به خاطر خودتان و به خاطر فرزندتان، دست به وضع قوانین زیاد از حد و تنبیه های آنچنانی نزنید.

* سعی کنید قوانین کم اما روشنی داشته باشید. به علاوه، سعی کنید روی کارهای مثبت تاکید کنید و کمتر با او درگیر شوید.

* موفقیت ها و پیشرفت هایش را نادیده نگیرید و تشویق دائم و ابراز محبت به او را فراموش نکنید. نشان بدهید چقدر از داشتن او خوشحال هستید.

مراقب خشم و نگرانی هایش باشید

کودکان در این دوران سنی، جدا شدن از والدین را درک می کنند و در واکنش به آن، خشمگین می شوند. البته ممکن است خشم خود را به صورت کج خلقی، بیقراری یا رفتارهایی مثل قهر و گاز گرفتن نشان دهند، رفتارهایی که به پای خشم او از جدا شدن از والدینش گذاشته نشوند.

همچنین آنها ممکن است احساس نگرانی را تجربه کنند، به خصوص اگر درباره نحوه مراقبت از آنها، اینکه چه کسی به آنها رسیدگی خواهد کرد و مانند آن،دچار تردید و ابهام باشند.

* با او درباره طلاق صحبت کنید. به او کمک کنید احساسی که تجربه می کند اما هنوز با آن زیاد آشنا نیست را بشناسد و بیان کند: «فکر کنم تو از اینکه من بعضی وقت ها تو رو خونه مادربزرگ می گذارم نگران می شی.»

* زمان با هم بودن را سنگین و شلوغ نکنید: فقط شما، فقط بازی های ساده. هدف با هم بودن و لذت بردن است.

* برای تقسیم زمان دیدار والدین، در این سن، بهتر است کودک والدی که با او زندگی نمی کند را چند بار در هفته، برای زمان های کوتاه ببیند تا اینکه یک بار در ماه؛ چند روز کامل. اگر والدی هستید که با کودک خود زندگی نمی کنید، سعی کنید دست کم هر شب به او زنگ بزنید و فقط بگویید «شب به خیر عزیزم خیلی دوستت دارم.»

Problems - children - divorce (3)

* اگر شرایط بحرانی است و کودکتان اضطراب را تجربه می کند اصلا دوره خوبی برای آموزش توالت رفتن نیست.

سه تا پنج سالگی: دورانی که با داستان هایش شما را شگفت زده می کند

در این سن کودک با سرعتی باورنکردنی در حال رشد و پیشرفت در مهارت های مختلف است، خودش لباس می پوشد، درباره احساسات بقیه حرف می زند، خیالپردازی می کند و … این سن، سنی است که بعد از احساس امنیت در محیط اطراف و اعتماد کردن به همراهی والدین، زمان کشف مستقلانه دنیا فرا می رسد.

وقتی کودک احساس امنیت می کند و مطمئن باشد والدینش همراه او هستند و از او حمایت می کنند، شروع به کشف دنیایی می کند که در آن قرار گرفته است؛ جایگاه خودش و احساسات و افکار دیگران. در این سن، او رفتارهای والدین را به خود نسبت می دهد:
اگر نگار می توانست مسیر فکری خود را به زبان بیاورد، احتمالا می گفت احساس می کند بی ارزش است و اصلا دوست داشتنی نیست، چون بابا به ندرت او را در آغوش می کشد، مامان زیاد برای او وقت ندارد، کسی زیاد با او حرف نمی زند و به طور کلی، انگار کسی فرصتی یا علاقه ای برای برقراری ارتباط با او و محبت کردن به او ندارد.

اگر پویا می توانست احساس خود را به زبان بیاورد، احتمالا می گفت احساس می کند باارزش، دوستداشتنی و لایق خوشبختی است، چون مامان در هر فرصتی او را در آغوش می کشد و نوازشش می کند، بابا از او تعریف می کند و همیشه، وقتی می خواهد چیزی بگوید یا چیزی را به آنها نشان بدهد، برای او وقت دارند و به او توجه می کنند.

هیچ کودکی، در این سن، این احساس ها را به طور هشیارانه نمی شناسد و به آنها آگاه نیست، همچنین نمی تواند درباره آنها حرف بزند اما تصویری در ذهن او ساخته می شود که برای همیشه باقی می ماند و حتی در آینده، او به دنبال کسی خواهد بود که این تصویر به وجود آمده در این سن را تایید کند.

* به کودکتان اطمینان بدهید هر دو والد، همیشه از او حمایت خواهند کرد و همیشه او را دوست خواهند داشت.

* شرایطی را فراهم کنید که کودک در آن احساس امنیت کامل داشته باشد. نگذارید بابت اینکه چه کسی بالاخره مراقب او خواهد بود نگران شود یا اینکه احساس کند زیادی است.

* اجازه بدهید کودک با هر دو والد ارتباط خوبی داشته باشد. وقتی با والد دیگر است، برایش قیافه نگیرید، بگذارید از لذت داشتن پدر و مادر بهره ببرد.

یادتان باشد شاید معنای غیرممکن را نفهمد!

موضوع مهم در این سن، این است که کودک، معنای غیرممکن را نمی فهمد، آرزوها و افشکارش با واقعیت فرقی ندارند و خودش را محور همه چیز می بیند. در همین راستا، ممکن است برای خیلی از موارد، خود را مقصر بداند و احساس گناه کند.

* به کودک خود اطمینان بدهید در طلاق و جدایی شما یا دعواهای تان تقصیری ندارد.

* برایش توضیح بدهید که فکر، رفتار یا احساس او باعث طلاق شما نشده است، بلکه رفتار والدین یا خواسته هایشان، طلاق را به وجود آورده است.

* وقتی سعی می کند با خیالپردازی یا بیان یک جمله، به خیال خودش، واقعیت را تغییر بدهد، ممکن است واقعیت را انکار کند. احساسش را درک کنید و برایش توضیح بدهید چنین اتفاقی نخواهد افتاد «می دونم دوست داری بابا امشب خونه باشه، اما او امشب خونه نمی آد.»

 

==>> ادامه مطلب مشکلات بچه های طلاق . . .

 

برچسب ها :

صفحه 1 از 3123